تبليغاتX
< اندیشه های نا تمام
که می نویسم شعر یعنی اینکه آغاز می کنم با تو بودن را . اگر چه تلخ روزگاریست...... فریاد
 پاس کاری

پاس کاری


 



ایرج عبادی


 

می خواهی مرا به کجا پاس دهی؟

 

غم، دووری، انتظار یا که آغوشت

 

اینکه شاهکار تازه ای نیست!

 

من دریپ زدن را

 

از تو یاد گرفتم

 

می دانستم از گل زدن می ترسی

 

توپ هم که نیستی

 

با آن بال های سپید ، بلند و ماندنی

 

هنوز

 

که بوسه ی اول است!

 

هر کجای قصه می خواهی مرا بشمار

 

هاف بگ، فوروارد ، بک یا ......

 

یادم آمد

 

من قهرمان دو ماراتن بوده ام

 

اگر در گل هم نیاستی

 

باز به تو می رسم

 

گریزی ، نه

 

می گفتی: هواپیما چیز بدی نیست

 

و دلت پیش طوقی ست

 

گفته بودی :

 

" تو هم پرواز و هم بال منی "

 

پس پاس بده !

 

 10 فروردین 87



|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در شنبه دهم فروردین 1387  |
 
 
بالا
SCRIPT language=JavaScript1.2> //Disable select-text script (IE4+, NS6+)- By Andy Scott //Exclusive permission granted to Dynamic Drive to feature script //Visit http://www.dynamicdrive.com for this script function disableselect(e){ return false } function reEnable(){ return true } //if IE4+ document.onselectstart=new Function ("return false") //if NS6 if (window.sidebar){ document.onmousedown=disableselect document.onclick=reEnable } -p://www.webgozar.com/