تبليغاتX
< اندیشه های نا تمام - شب یلدا
که می نویسم شعر یعنی اینکه آغاز می کنم با تو بودن را . اگر چه تلخ روزگاریست...... فریاد
 شب یلدا
       

 آبی ترین قصه

 

سیبی که در دستهایم می گردد

با همه ی سرخی

 از آن تو

می نویسم:

باد آرام ونم نم باران و بهاران

و تو می نویسی : تو

موج ها

که در اوج موج می زنند

سرریز آبند

یا آبند خاطره!

آبی ترین قصه ی کوتاه را

در کتابی

که شش دانگ آنرا به نامم کرده ای

اینگونه با دستهایت

که حالا از آن من

می نویسم : تو

 

                              

  شب یلدای 85

 

 

|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در چهارشنبه سیزدهم دی 1385  |
 
 
بالا
SCRIPT language=JavaScript1.2> //Disable select-text script (IE4+, NS6+)- By Andy Scott //Exclusive permission granted to Dynamic Drive to feature script //Visit http://www.dynamicdrive.com for this script function disableselect(e){ return false } function reEnable(){ return true } //if IE4+ document.onselectstart=new Function ("return false") //if NS6 if (window.sidebar){ document.onmousedown=disableselect document.onclick=reEnable } -p://www.webgozar.com/